آوای نقاره ها

صدای نقاره ها از دور گوش را نوازش می دهد و کبوتران حرم پیام شادی و مهر را به ارمغان آورده اند . اینجا همه شاد و خوشحالند که همسایه ی امام رئوف ، با نورش روشنایی را به درون های خود اجازت ورود داده اند .

 

سلام وصلوات بر حضرت محمد مصطفی (ص) وخاندان پاک ومطهرش

 

سلام بر سلطان خراسان؛ او که غبار قدمگاهش، سرمه دیدگان ماست

 

به گوش دل ندا آمد، که يار دلربا آمد

به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا (ع) آمد

خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذيقعده

که آمد بهترين بنده، رضا آمد ، رضا آمد


میلاد امام رضا

در باغ ولایت گل خوش بوست رضا 

سرو چمن گلشن مینوست رضا

نومید مشو ز درگه احسانش

زیرا به جهان ضامن آهوست رضا

         

 

کشور ما از دو گل دارد بهار 

هم بهار و هم وقار و اعتبار

 هر دو گل از باغ گل های رسول

هر دو گل از نسل زهرای بتول

آن یکی در شهر قم شهر صفاست

این یکی در مشهد و نامش رضاست

 

 

آشنای دل غزیب شهر طوس

یا علی موسی الرضا شمس الشموس

 ای  که با عشقت مرا پرورده ای

نازشستت خوب صیدم کرده ای

قالب‏ها‏‏ی شعری

اگر می خواهید درس ادبیات فارسی تان خوب شود و همیشه نمره های خوب بگیرید دیگر احتیاجی به کتاب های کمک آموزشی نیست!!!!!!!!!

از جزوه ما استفاده کنید

.

قالب‏ها‏‏ی شعری

۱- قصیده: شعری است که مصراع اوّل بیت اوّل با تمام مصراع‏ها‏‏ی زوج هم قافیه است و تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است. موضوع قصیده، ستایش، نکوهش، پند یا مسائل اخلاقی است. رودکی، ناصر خسرو، انوری، سعدی و ملک الشّعرای بهار از شاعران نام دار قصیده اند

.

۲- غزل: شعری است که مانند قصیده، مصراع اوّل بیت اوّل با تمام مصراع‏ها‏‏ی زوج هم قافیه است ولی تعداد ابیات آن کمتر از قصیده و موضوع آن بیان احساس و عاطفه، فراق و جدایی، عشق و عرفان و… می‏‏باشد. غزل عاشقانه: سعدی – غزل عاشقانه: سنایی، مولوی – غزل عاشقانه عارفانه: حافظ – غزل اجتماعی: ملک الشّعرای بهار، قیصر امین پور


۳- مثنوی(دوتایی، دوگانه): شعری است که هر بیت آن قافیه ای جداگانه دارد و بیشتر برای سرودن داستان‏ها‏‏ و مطالب طولانی مناسب است و شاعر می‏‏تواند پس از چند بیت از قافیه‏ی قبلی استفاده کند. مانند: شاهنامه‏ی فردوسی، پنج گنج نظامی، بوستان سعدی، مثنوی معنوی مولوی

- قطعه: شعری است که قافیه‏ها‏‏ی آن فقط در مصراع‏ها‏‏ی زوج (دوّم)

قرار دارد.

موضوع قطعه پند و اندرز یا مسائل اخلاقی است. انوری و پروین اعتصامی از شاعران نام دار قطعه اند

.

۵-رباعی: یعنی چهار گانه، شهری چهار مصراعی است که مصراع سوّم آن معمولا قافیه ندارد و مصراع اوّل، دوّم و چهارم هم قافیه هستند. خیّام، عطّار، مولوی از رباعی سرایان مشهور می‏‏باشند.

نمودار رباعی

۶- دو بیتی نو(چهار پاره): شعری است که قافیه های آن فقط در مصراع های زوج(دوّم) قرار دارد و هر دو بیت آن قافیه ای جداگانه دارد. شاعران معروف این قالب شعری، ملک الشّعرای بهار، فریدون مشیری را می توان نام برد.

نمودار دو بیتی نو

۷- شعر نیمایی:شعری است با مصراع های کوتاه و بلند که در آن قافیه الزامی نیست و شاعر هر جا که بیان خود را نیازمند به قافیه می بیند از آن استفاده می کند. پدید آورنده ی شعر نیمایی، نیما یوشیج است. از دیگر شاعران مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری می باشند.

* بیت الغزل، شاه بیت: بعضی از ابیات خیلی ساده و سریع بر دل می نشینند و بر زبان جاری می شوند. به بهترین بیت در غزل «بیت الغزل» و در شعر های دیگر «شاه بیت» می گویند.

* تخلّص: معمولاً شاعران در پایان شعر خویش نام خود یا نام ویژه ای را که نام شعری شاعر است به کار می برند به این نام «تخلّص» و به بیتی که دارای تخلّص است «بیت تخلص» می گویند. تخلّص به معنای خلاص شدن و رها شدن است. گویی شاعر با نوشتن تخلّص، از بند سخن آزاد می شود. تخلّص مانند امضا و نشان است که در پایان شعر می آید.

مثلاً اسم اصلی حافظ، شمس الدّین محمّد است و نام شهریار، محمّد حسین بهجت تبریزی، ولی این دو شاعر در شعر خویش «حافظ» و «شهریار» تخلّص می کرده اند

آرایه های ادبی

آرایه های ادبی

اگر در جمله یا شعر واقع شوند، باعث زیبایی آن می شوند

۱- تشبیه: یعنی کسی یا چیزی را از نظر داشتن صفت یا صفاتی به کسی یا چیزی دیگر که آن صفت یا صفات را دارد، مانند کنیم. تشبیه چهار رکن دارد:

الف) مشبّه(رکن اول): کسی یا چیزی که قصد مانند کردن آن را داریم.

ب) مشبّه به(رکن دوم): کسی یا چیزی که مشبّه(رکن اول) به آن مانند شود.

ج) وجه شبه(رکن سوم): ویژگی یا ویژگی های مشترک میان مشبّه و مشبّه به.

د) ادات تشبیه(رکن چهارم): کلمه ای است که بین رکن ها، تشبیه بر قرار می سازد.

تشبیه به شبه

تشبیه به شبه

مشبه ادات مشبه وجه

مشبه ادات مشبه وجه

علی چون شیر شجاع است. نسیم مانند نسیمی مهربان است.

۲- تشخیص(جان بخشی به اشیا، انسان نمایی پدیده ها): هرگاه شاعر یا نویسنده به موجودی بی جان یا گیاه عمل انسانی نسبت دهد آرایه ی تشخیص به کار برده است.

مثال: ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست تکه یخ ها به گریه افتادند

شبنم از روی گل بر خاست گفت می خواهم آفتاب شوم

۳- کنایه: منظور از کنایه پوشیده سخن گفتن درباره ی کاری است. در کنایه معنی دور مدّ نظر است و معنی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده و شاعر را نمی رساند.

مثال: حالا چه خاکی بر سرم بریزم؟ (کنایه از چه کار باید بکنم). دور من را خط بکش (کنایه از نادیده گرفتن است). فلانی نان کور است (کنایه از بخیل بودن).

مراعات نظیر

۴- مراعات نظیر(شبکه ی معنایی): به ارتباط چیز ها و واژه ها با یکدیگر مراعات نظیر می گویند و به ارتباط دو یا چند مراعات و نظیر شبکه معنایی می گویند:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از رکشبه خویش آمد و هنگام درو

شبکه معنایی

دلم قلمرو جغرافیایی ویرانی است هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است
دیم میان دو دریای سرخ مانده سیاه همیشه برزخ دل تنگه پریشانی است
۵- تلمیح: شاعر یا نویسنده، گاهی برای زیبا تر ساختن سخن و تاثیر گذاری بیشتر آن، به اشاره و غیر مستقیم از آیات، روایات، احادیث، داستان ها و رویداد های مهم تاریخی و… استفاده می کنند که به این شیوه بهره گیری «تلمیح» می گویند.

اشاره به داستان حضرت یوسف

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

اشاره به حدیث «اَنا مَدینةُ العِلم وَ عَلیٌّ بابُها»

ذات او دروازه شهر علوم زیر فرمانش حجاز و چین و روم
۶- سجع: در لغت به معنب آواز کبوتر است. سجع مانند قافیه در شعر است به گونه ای که وقتی کلماتی در نثر از نظر حروف یا هر دو هماهنگ بیایند. سجع در کلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد. به نثری که سجع داشته باشد «مسجّع» می گویند.

هر که سخن نسنجد از جوابش برنجد.
مال با هزینه کردن کم آید و دانش با پراکنده شدن بیفزاید.
۷- ضرب المثل: به جمله یا مصراع یا ابیاتی گویند که در طی سال ها زبان زد مردم شده و پند آموز و پر مغز باشند.

این دغل دوستان که می بینی مگسانند گرد شیرینی هرکه بامش بیش برفش بیشتر
۸- جناس: آوردن کلماتی در نظم و نثر که از نظر حروف مشترک ولی در معنا متفاوت باشند.

الف) جناس تام (کامل): جناسی که از نظر لفظ و حروف و نوشتار یکی باشند ولی از نظر معنی متفاوت باشند.

مثال: روزی برای پیدا کردن روزی به صحرا رفته بود.
برادر که در بند خویش است نه برادر، نه خویش است.
نوع
مثال
۱- حرکتی
عالَم – عالِم
کُشت – کِشت
۲- افزایشی
قدم – مقدم
امام – امامت
۳-اختلافی
کیش – ریش
جنگ – چنگ

ب) جناس ناقص

ج) جناس اشتقاق: ظلم – مظلوم کاتب – کتب
۹- تضاد (طباق): هرگاه دو کلمه از نظر معنی مخالف هم باشند به آن تضاد گفته می شود.

مثال: نیک = بد
کسی که زود دل آزرده گشت دیر نزیست. تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
۱۰- واج آرایی: شاعران و نویسندگان از زیبایی تکرار حرف و واژه برای زیبایی سخن و تاثیر گذاشتن آن بر مخاطب استفاده می کنند.

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است «خ» باد خنک از جانب خوارزم وزان است
۱۱- تضمین: شاعر یا نویسنده، گاهی برای زیبا تر ساختن سخن و تاثیر گذاری آن به طور مستقیم از آیه، حدیث، مصراع یا بیتی از شاعر دیگر می آورد که به آن تضمین می گویند.

تضمین دو گونه است:

نظامی(مخزن الاسرار) از قرآن تضمین کرده

الف) آشکار: بسم الله الرّحمن الرّحیم هست کلید در گنج حکیم

حافظ از سعدی تضمین کرده

ب) پنهان: زان پیشتر که عمر گرانمایه بگذرد بگذار تا مقابل روی تو بگذرم

دستور زبان قسمت اول

فعل: کلمه ای است که انجام دادن کار یا داشتن و یا پذیرفتن حالتی را در زمان گذشته، حال و یا آینده می رساند.

الف) فعل ربطی (اِسنادی): فعلی که انجام دادن کاری را نمی رساند بلکه کارش نسبت دادن مسند به نهاد است. فعل های ربطی ۵ نوع هستند: است، بود، شد، گشت، گردید.

نکته: اگر بتوانیم به جای گشت و گردید «شد» قرار دهیم فعل ربطی اند.

(مسندالیه)

نهاد مسند فعل ربطی

(فاعل) شد

نهاد فعل خاص

(مسندالیه)

(مسندالیه)

نهاد مسند فعل ربطی

نهاد مسند فعل ربطی

هوا سرد است. او دانشمند بود. علی در پارک گشت (گردید). آسمان روشن است.

نهاد (مسندالیه): نهاد اگر کننده کار نباشد مسندالیه است. مانند: هوا، او و آسمان در مثال های بالا

ب) فعل خاص: به غیر از ۵ فعل بالا بقیه ی فعل ها خاص هستند. مانند: رفت، آمده بودیم، خورده است، می بینیم و… . فعل های خاص به دو دسته گذرا (متعدی) و ناگذر (لازم) تقسیم می شوند:

۱- فعل گذرا (متعدی): فعلی که به مفعول نیاز دارد و به دو پرسش «چه چیزی را» و «چه کسی را» پاسخ بدهد. مانند: آورد، دید و… .

نهاد(فاعل) مفعول فعل گذرا

نهاد(فاعل) مفعول فعل گذرا

حسین کتاب را آورد. علی مجید را دید.
۲- فعل ناگذر (لازم): فعلی که به مفعول نیاز نداردو به دو پرسش «چه چیزی را» و «چه کسی را» پاسخ ندهد. مانند: نشست، رفت و… .

نهاد(فاعل) فعل ناگذر

نهاد(فاعل) فعل ناگذر

علی نشست. مجید رفت.
نهاد (فاعل): نهاد اگر کننده کار باشد، فاعل است مانند مثال های گفته شده.

مفعول: کلمه ای است که کار بر آن واقع می شود مانند مثال های گفته شده.

فعل ها از نظر زمان به سه دسته تقسیم می شوند:

الف- ماضی (گذشته) ب- مضارع (حال یا آینده) ج- مستقبل (آینده)

الف) ماضی (گذشته): فعلی که در زمان گذشته انجام گرفته باشد، فعل ماضی است.

فعل های ماضی شخص، مفرد و جمع، بن و شناسه دارند.

م
یم
ی
ید
-
ند
شناسه ها در فعل های ماضی ۵ تا هستند:

شخص
مفرد
شناسه
جمع
شناسه
اول شخص
رفتم
م
رفتیم
یم
دوم شخص
رفتی
ی
رفتید
ید
سوم شخص
رفت
-
رفتند
ند

*انواع فعل ماضی (گذشته):

جدول فعل های ماضی (گذشته)
مفرد
جمع

ماضی ساده

بن ماضی

شناسه

-
خواندم خواندی خواند
خواندیم
خواندید
خواندند

ماضی‏استمراری

می

ماضی ساده

شناسه
می‏خواندم می‏خواندی می‏خولند
می‏خواندیم
می‏خواندید
می‏خواندند

ماضی بعید

بن ماضی

ه

بودم-بودی-بود بودیم-بودید-بودند
خوانده‏بودم خوانده‏بودی خوانده‏بود
خوانده‏بودیم
خوانده‏بودید
خوانده‏بودند

ماضی نقلی

بن ماضی

ه

ام-ای-است
ایم-اید-اند
خوانده‏ام
خوانده‏ای
خوانده‏است
خوانده ایم
خوانده اید
خوانده اند

ماضی التزامی
شک، شرط، آرزو

بن ماضی

ه

باشم-باشی-باشد
باشیم-باشید-باشند
خوانده‏باشم
خوانده‏باشی
خوانده‏باشد
خوانده‏باشیم
خوانده‏باشید
خوانده‏باشند
بن فعل ماضی: مصدر بدون َ ن پایانی مثال ها: می دیدم دیدن حذف ن دید
کاشته بودیم کاشتن خذف ن کاشت
آمده باشند آمدن حذف ن آمد
*مصدر: کلمه ای است که مفهوم فعل را دارد ولی فعل نیست زیرا زمان، شخص و شناسه ندارد و از بن ماضی + َ ن ساخته می شود.
مثال: رفت َ ن = رفتن- مثال های دیگر خوردن، پوشیدن، ریختن، گفتن و… .
ب) مضارع (حال یا آینده): فعلی که در زمان حال یا آینده انجام می گیرد فعل مضارع گویند.

فعل های مضارع شخص، مفرد و جمع، بن و شناسه دارند:

شخص
مفرد
شناسه
جمع
شناسه
اول شخص
می روم
م
می رویم
یم
دوم شخص
می روی
ی
می روید
ید
سوم شخص
می رود
د
می روند
ند
شناسه ها در مضارع (برخلاف ماضی) ۶ تا هستند:

م
یم
ی
ید
د
ند

انواع فعل مضارع (حال یا آینده):

جدول فعل های مضارع
مفرد
جمع
مضارع اخباری
می
بن مضارع
شناسه
می‏خوانم-می‏خوانی-می‏خواند
می‏خوانیم-می‏خوانید-می‏خوانند
مضارع التزامی

بن مضارع
شناسه
بخوانم-بخوانی-بخواند
بخوانیم-بخوانید-بخوانند

امر

امر

بن فعل مضارع: فعل امر یا نهی مفرد بدون « ﺑ » آغازی

نهی

مثال ها: می بینم ببین خذف ﺑ بین می روند برو خذف ﺑ رو
بکاریم نکار خذف ن کار
*فعل امر: فعلی است که به وسیله آن خواهش می کنیم یا فرمان می دهیم: بنویسید-بخوان-بدو

*فعل نهی: فعلی است که ما را از انجام کاری باز می دارد: ننویسید-نخوان-ندو

ج) مستقبل (آینده): فعلی که فقط بر زمان آینده دلالت می کند و از: خواه+شناسه+بن ماضی ساخته می‏شود.فعل های مستقبل شخص، مفرد و جمع، بن و شناسه دارند:

در فعل های مستقبل شناسه ها ۶ تا هستند:

م
یم
ی
ید
د
ند
شخص
مفرد
شناسه
جمع
شناسه
اول شخص
می روم
م
می رویم
یم
دوم شخص
می روی
ی
می روید
ید
سوم شخص
می رود
د
می روند
ند


شعری در سوگ امام جعفر صادق رییس مکتب تشیع


حضرت صـــادق، امــام راستین             پیـــشـوا و مقتـدای اهــل دیـن

درّ بحـــر اصــطفـا، شمـس هُدا            افتــــخار اصــفیــا و اولیــــا

کــرد احیا، شرع جدّش‌مصطفــی            داد رونــق، رســم و آئیــن ولا

صیت فضلش عرصه‌ی غبرا گرفت          نهضـــت او سر  بسر دنیا گرفت

مکــتب فقه و فضیلت بــاز کرد              دعـــوت مردم ز نــو آغاز کرد

ذو المکارم ذوالفضائل ذو الکمال            عدل قـــرآن،  رهنمای بی‌همال

مــدرس او، مشعل تابـــان نور              علـم وحیـانی در آن اندر ظهـور

صف‌‌بصف در آن رجال علم ودین           از افاضات جنــابش خوشه‌چیـن

عالمان در مدرسش، چون مفلسان           بــر در اعیــان و اشراف زمــان

از جهان شد سوی بستان وصــال           بارگــــاه قرب حیّ ذو الجــلال

مـــتصل گردیـــد با غیب وجود              گشت فارغ زین قیود و زین حدود


ولادت کریمه ی اهل بیت

سال روز ولادت کریمه ی اهل بیت ، حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیه ) و آغاز دهه ی با شکوه کرامتبر تمامی عاشقان اهل بیت رسول گرامی اسلام مبارک


.


شعری در ولادت حضرت معصومه

منت ز بخت دارم و نصرت ز کردگار

کافکند در دیار قمم روزگار، بار

خوش بار یافتم به حریمى که جبرئیل

بی اذن خادمان به حریمش نجسته بار

این بارگاه بضعه باب الحوائج است

کز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

این پیشگاه فاطمه بنت موسى است

کز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر خلد به کف پاى زائرش

گیرد ملک به سوزن مژگان ،ز پاش ،خار

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

چشم فلک ندیده و نشنیده گوش دهر

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

اى بانوى بلند مقام فلک جناب

اى  خانم  رفیع   مکان   بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام

هم عمه امامى  و هم نور هشت و چار

تنها نه چشم من به در توست منتظر

چشم دو عالم است ‏بر این در، به انتظار

اى والى ولایت عصمت! به عصمتت

چشم  کرم   ز بنده این  آستان،  مدار

مسکین «طرب‏» ز درگه لطفت کجا رود؟

امیدوار  بر  توام،  امید   من    بر آر

سرود عاشقی ام یا امام هشتم شد

دلم سه شنبه شبي باز راهي قم شد

كنار درب حرم، بين زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد

دوباره شيفته ي رنگ زرد گندم شد

 

به ياد مشهد و باب الجواد افتادم

سرود عاشقي ام، يا «امام هشتم» شد

به محض بردن نام امام آينه ها

لبان آينه هايت پرازتبسم شد

به استحاله كشاندي مرا به لبخندي

دوچشم مملو اشكم، دوخمره ي خم شد

سلام برتو و بر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

ازآب شورحرم، شوق وشور مي گيرم

وضو براي تشرف به طور مي گيرم

ستاره ام، كه دراين آسمان ظلماني

ازآفتاب حضور تو نور مي گيرم

چقدرزائرعاشق! شبيه كودكي ام

ضريح مرقدتان را به زور مي گيرم

چه افتخارعظيمي است، بودنت اينجا

عجيب نيست كه حس غرور مي گيرم

براي رد شدنم ازپل صراط جزا

زدست لطف تو برگ عبور مي گيرم

سلام برتو وبر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

نسيم مرقدتان عطر كوچه باغ بهشت

برد ز خاطره ها غصه ي فراق بهشت

رواق هاي حريمت، بهشت نوروبلور

بلند گنبد نورانيت،چراغ بهشت

مدام روز قيامت پي تو مي گردم

نمي روم به جهنم؛ ويا سراغ بهشت

شكسته باد دوپايم، اگر كه روز حساب

بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت

منم؛ مديحه سرايي كه آرزو دارم

جوارباغ توباشم، شده كلاغ بهشت؟!

سلام برتو وبر خاندان اطهارت

سرم به زير قدوم تمام زوارت

شاعر:وحید قاسمی